لوگوی موسسه فرهنگی هنری تبلیغاتی کساء

واکنش اهالی شعر و ترانه به شهادت سید محسن حججی

در پی انتشار خبر شهادت شهید محسن حججی، جمعی کثیری از فعالان فرهنگی و هنری به شهادت این رزمنده مدافع حرم واکنش نشان دادند. اهالی شعر و ترانه نیز از اولین گروه هایی بودند که به این موضوع پرداخته و سروده های خود را به این موضوع اختصاص دادند. آنچه در ادامه آمده بخشی از سروده هایی است که در چند روز گذشته به شهید محسن حججی تقدیم شده است.

--------------------------

من میدونم که دل تو بی قراره، عاشقی
واسه تو یه عمره که مرز نداره عاشقی
حتی دلشوره ی تو واسه حرم عبادته
عشق واسه تو یه نقطه بعد بی نهایته

احمدامیر خلیلی 

---------------------------

مثنوی زیبایی از علی فردوسی با موضوع شهادت شهید مدافع حرم محسن حججی

خجالت نامه..

مردی ما فقط به ریشه مومن
ریش واسه تو مردی نمیشه مومن

مردی رو اینجوری نمی پسندی
رفتی که تا به ریش ما بخندی

آخه چجور این همه سفت و رفتی؟!
با دست بسته هم اسیر گرفتی

دل تو که شهادت از خداشه
داعشیه چه ترسی توو چشاشه

منم نشستم توی خونه، بی غم
شعار میدم واسه دفاع از حرم

دلم ارادت داره خیلی زیاد
زور میزنم تا بلکه شعرم بیاد

من فقط اهل شعرم و شعارم
ساده بگم، جراتشو ندارم

شعرشو من میگم تا بغضا وا شه
جنگیدنش ولی پای تو باشه

به همت برادرای مومن
سرت سلامت کربلایی محسن

سرت سلامت.. تو که بیقراری
یادم نبود، آخ تو که سر نداری

سرت کجاست؟.. سرت شده هوایی
رفته پیش سرای کربلایی

سرت رو دامن کیه؟ روشنه
علی الخصوص که اسمتم محسنه

-----------------------------

غزلی بسیار زیبا و خواندنی از محمدمهدی استخر
با موضوع شهادت شهید مدافع حرم محسن حججی

انگار پای غیرتمان خواب رفته است
شاید لباس اهل نظر آب رفته است

مسجد چه جای پر شدن از ابن ملجم است
آیا علی دوباره به محراب رفته است!؟

از تُنگ ِ تنگ ِ حادثه ماهی ِ قرمزی
بیرون زده به مسلخ گرداب رفته است

رفت از غروب ِکرب و بلا سردر آورد
آن سر بریده ای که به ارباب رفته است


کاری که آن نگاه غریبانه میکند
اعجاز اگر که نیست به اعجاب رفته است

باران ببار اگر چه که این مرغ بی قفس
از جمع ما به خلوت احباب رفته است

----------------------------

ترانه ای از زبان فرزند شهید مدافع حرم محسن حججی به قلم یاحا کاشانی


دلم ميخواس منم كه هَف سالم شد،اولِ مهر دستِ تو رو بگيرم
چيزه زيادى كه آخه نخواستم،باباىِ سر بلندِ سر به زيرم

تو مثلِ شيشه ى،يه عطرِ خوش بو،شكستيو يه شهر معطر شده
عطرِ سَرت پيچيده توىِ شهرم،سرِ تو از همه سَرا سَر شده

هرجا ميرم اِسمِ تو رو ميارن،صدامو ميشنوى باباىِ مَردم؟
از اين به بعد سرم هميشه بالاس،الهى كه دوره سرت بگردم

آهاى اونايى كه همش ميگفتين،اينا فقط ميرن كه پول بگيرن!
پول اگه اندازه ى جون مى ارزه،چرا باباهاىِ شما نميرن؟!

بابا ديگه با ما غريبه نيستن!همه ديگه خيلى مارو دوس دارن
به خاطرِ غرورِ توىِ چشمات،چه احترامى كه به ما ميذارن

عمو قسم خورده به حلقومِ تو،از همشون فقط نفَس بگيره
ميخوام برمو التماسش كنم،فقط بره،سرِتو پس بگيره

به كى بگم؟حرفِ منو بفهمِ؟تو رو ندارم براىِ هميشه
تمومِ دنيارو به پام بريزن،شبِ عروسيم كه بابا نميشه!

راستى بابا حالِ مامان خرابه،همش ميخواد چيزى به روش نياره
فقط ميره ميشينه تو اتاقت،سرِشو رو عكسِ سرِت ميذاره

----------------------------------

ترانه ی زیبای پیمان طالبی به ياد شهيد مدافع حرم محسن حججی


چى ميبينى توى دفاع از حرم؟
كه اين حس برات ذاتيه، خونيه
ما بيرون گوديم و حرف مى زنيم
گمون مى كنيم كار آسونيه

يه لحظه به هم خوردن امنيت
يه جورايى اذن جهاد توئه
تو گفتى فقط خادم زينبى
مشخص شد اين اعتقاد توئه!

گذشتى به آسونى از زندگيت
نتيجه ش همين حس امنيته
صلابت يه تعريف داره، اونم
همين مشت هاى گره كردته

به روتم نميارن اينو ولى
ميدونم به خيليا ثابت شده
تو بودى كه هر فتنه و خدعه اى
توو اين سرزمين زود ساكت شده

بايد زخم توو سينه ى شيعه ها
براشون يه جورايى مرهم بشه
نميزارى هرگز به هر قيمتى
يه اجر از اين صحن هم كم بشه

جهاد از توو رگ هات ميجوشه و
دلت از همين قصه اگاه بود
خودم ديدم اينو كه روز نبرد
توو دستات نصر من الله بود!

-------------------------

از عطش و جنون پُرم، هر قدمی که می‌زنم
مرز ندارد عاشقی، هر حرمی است، میهنم

من دل شیر دارم و آمده ام خطر کنم
آمده ام به پای سر، سوی حرم سفر کنم

قاسم صرافان

--------------------------

تقدیم به شهید محسن حججی:

چی تو چشمای تو بود؟ چه باوری؟
که تموم دلها رو تکون دادی
با سر بریده، یک بارِ دیگه
راهِ دل بریدنو، نشون دادی

دارن انگار دوباره مثل قدیم
روی دست، لاله‌ی پرپر میارن
این علمدارای گلگون کفنو
یکی بی‌دست، یکی بی‌سر میارن

به سرت، به اشک مادرت، قسم!
نمی‌ذاریم خون تو، هدر بره
به علی! نمی‌ذارن فاطمیون،
قاتلت، زنده از اینجا در بره

قاسم صرافان

--------------------------

فدای سرت ، سَر که قابل ندارد...
سروده محسن ناصحی تقدیم به شهید مدافع حرم محسن حججی


خوشا آن مسافر که منزل ندارد
که دل دارد و پای در گل ندارد

رسیدن ، به عشق است آری ، که گفته است؟
که عاشق شدن کار با دل ندارد

رسیدن چه نزدیک و ماندن چه دور است
و این راه جز عشق ، حاصل ندارد

شهیدان همان جاده ای را گذشتند
که جز راست یک دور باطل ندارد

به دریا رسیدن نصیب شهیدی است
که دلبستگی نزد ساحل ندارد

خوشا آن شهیدی که گمنام ماند و
ردی در میان مقاتل ندارد

خوشا آن شهیدی که هنگام رفتن
به دل ترسی از خشم قاتل ندارد

سرش را بریدند و در زیر لب گفت
فدای سرت ، سَر که قابل ندارد

من از کربلا با توام حضرت عشق !
بفرما بمیرم ! نگو دل ندارد

بفرما بمیرم بفرما بسوزم
چه آتش چه شمشیر ، مشکل ندارد

محسن ناصحی

---------------------------

عشق است چنین لاله ی پرپر دادن!
در راهِ شما، علیِ اکبر دادن!
آقا! سر و دل فداییِ زینبتان!
دلداده شدن خوش است با سَر دادن!

عارفه دهقانی

-------------------------

کی از تهدید میترسیم و از تحریم میمریم
بکش ما را که با هر مرگ جانی تازه میگیریم

هوای کربلا با ماست با هر شور عاشوراست
سر جاری شدن داریم اگر اشکی سرازیریم

علی داوودی

---------------------------

سروده میلاد عرفان پور به یاد شهید شکوهمند محسن حججی

صلابتی که در نگاه توست... شقاوتی که در نگاه اوست
جهنم و بهشت را ببین : نگاه دشمن و نگاه دوست

چقدر شمر و ابن ملجم است چقدر هیزم جهنم است
نگاه این که بسته دست تو، چقدر بی حیا، بی آبروست

نگاه تو به کیست اینچنین، غریب و روشن و شکوهمند
نگاه تو نگاه تو نگاه...چه عاشقانه گرم گفتگوست

جوانی و هنوز نیستی جوان تر از علیِّ اکبرش
سه شعبه ای ست بر دلت هنوز، از آن سه شعبه ای که بر گلوست

وجود بی عدم، نگاه توست، کبوتر حرم، نگاه توست
نماز صبحدم نگاه توست، نگاه تو همیشه باوضوست

نگاه تو چه فاتحانه گفت:نه گاه ماندن و نشستن است
نه روزگار غربت حسین، نه تاب حسرت است و آرزوست

فقط نه چشم تر بیاورید، برای دوست سر بیاورید
چقدر کربلا که پشت سر، چقدر کربلا که پیش روست

--------------------------------

امروز که انتهای دنیای من است
آغاز تمام آرزوهای من است
بی سر، پهلو شکسته، لب تشنه، غریب
اینگونه شهادتی تمنای من است

میلاد عرفان پور

--------------------------------

سروده محمدرضا وحیدزاده به یاد شهید محسن حججی

آسمان سرخ است، بی‌تاب است، دل بی‌تاب‌تر
تشنه است این خاک، تشنه، آسمان بی‌آب‌تر

کودکی خوابش نبرده اسم بابا بر لبش
مادری دلشوره دارد، مادری بی‌خواب‌تر

آسمان سرخ است، ابری تیره می‌پیچد به خود
نیست در این صحنه مهتاب از رخت مهتاب‌تر

دست شستی از سرت، جاری‌ شدی در سرنوشت
زندگی بی‌درد مرداب است، نه مرداب‌تر

با سر از کف دادنت لرزیده دست و پای عشق
سر به سر چشمان مشتاقان شد از این باب، تر

سر نداری، پهلویت زخمی است، بی‌پیراهنی
میهمانی کس نرفته از تو با آداب‌تر

سر نداری تا به دامانش نهی اما چه غم
بی‌سر است آنکس که از او کس ندید ارباب‌تر

------------------------------

خیمه ها محاصره ست، تیغ هاست بر گلو
دشنه هاست پشت سر، نیزه هاست پیش رو

روی خاک پیکری ست، روی نیزه ها سری ست
قصه را شنیده ایم بند بند، مو به مو

قصه را شنیده ایم، قصد راه کرده ایم
شرح ماجرا بس است لب ببند قصه گو!

نیست، نیست نخل زار، پشت رقص این غبار
نیزه زار دشمن است، دشمن است روبرو

در مسیر مردها صف کشیده دردها
زخم ها نفس نفس، زهرها سبو سبو

عده ای ولی هنوز گرم بازی خودند
یا خزیده در سکوت یا اسیر های و هو

شاهراه ما بلاست، راه شاه کربلاست
جز به خون نمیکنند عاشقان او وضو

عاقبت برای او، پیش چشم های او
غرق خون شدن مرا آرزوست آرزو


سید محمدمهدی شفیعی

--------------------------

عیش سفر و حضر حرامم باشد
شادابی باغ و بر، حرامم باشد
من با تو سرِ به خون شکفتن دارم
بی تو چه سری ست؟ سر حرامم باشد

اسماعیل محمدپور

--------------------------

ز نور سرخ نشد پرچم شهید تهی
چراغ خانه ما را فتیله در خون است

به روز مردن ما گوش خلق سرخ شود
یکی ز شرم و یکی ز آن که این خبر خون است

محمد سهرابی

---------------------------

سروده احمد بابایی به یاد شهید مدافع حرم محسن حججی

بی فایده ست گرچه به دنیا امید ما
جز ما زیان ندیده کسی از خرید ما

آه ای مناره! نام علی را که می بری،
می جوشد از گلوی تو خون شهید ما

ما بیشتر به اهل جنون، خمس می دهیم
زین رو شده ست سنگ ملامت، «رسیدِ» ما

در خنده نیز اشک به فریادمان رسید
دل داده است ماه محرم به عید ما

صد یوسف است برَده ی چشم سیاه تو
یعقوب، فدیه داده به چشم سپید ما

شطّ عطش اگر به درِ بسته می خورَد
از چشم قفل، آب نخورده کلید ما!

ریشه دوانده ایم به خاک رهِ نسیم
مجنون کشیده شانه به گیسوی بید ما

آب مراد، گریه ی ناخوانده ی من است
بیهوده نیست این همه غم شد مرید ما...

---------------------------

وای اگر تیغ به دست شهدا برگردد!

سروده سید حسین شهرستانی به یاد شهید ذبیح محسن حججی

بگذارید که این مرد به ما برگردد
تا که با او ره مردی و وفا برگردد

بگذارید سرش را به سر دست نسیم
تا به ناز نفس باد صبا برگردد

آن سوی مرگِ خود آمادۀ پیکار شده است
وای اگر تیغ به دست شهدا برگردد!

قاسم این بار قسم خورده به حلقوم تو تا
فاتح از معرکۀ شام بلا برگردد

دل ما بسته به چشمانِ رشید تو دخیل
که به تقدیر نگاه تو قضا برگردد

--------------------------

یک عمر فقط از تو نشان پرسیدم
یک عمر فقط نام تو را بوسیدم
شیرینی نام تو گلویم را زد
من شهد شهادت اینچنین نوشیدم

محمدمهدی سیار

--------------------------

ای سر شوریده سلام‌ٌ علیک... کرب و بلا دیده سلامٌ‌ علیک...

گزیده ای از مثنوی منصور نظری به یاد شهید مدافع حرم محسن حججی

کلک خبر گشته پریشانِ داغ
خونِ شقایق شده جاری به باغ

قاصدک آورده خبر از دمشق
قصۀِ سربازی اصحاب عشق

شامِ بلا باز خبرساز شد
باز بلا قافیه‌پرداز شد

شیعه بلا گو شدۀِ بر اَلَست
عطر شهادت همه را کرده مست

وز همه سو بانگ بلا می‌رسد
عطرِ خوشِ کرب و بلا می‌رسد

رخ زِ قمر غرقه‌به‌خون آمده
سر زِ تنِ ماه، نگون آمده

مویِ علی غرقه‌به‌خون گشته باز
فاطمه بنشسته بخواند نماز

اَلعطش از سوی حرم می‌رسد
غرقه‌به‌خون مَشک و علم می‌رسد

کرب و بلایی شده بر پا به شام
شیعه سراپا به تب انتقام

آمده ویرانه دو بارویِ آه
خون چکد از گوشۀِ ابروی ماه

خرمن دل را همه آتش زدند
شعله به دامان سیاوش زدند
خنجر کین سر زِ قمر می‌زند
فاطمه بر سینه و سر می‌زند

ای سر شوریده سلام‌ٌعلیک
کرب و بلادیده سلامٌ‌علیک

ای تن بی‌سر شده در راهِ عشق
ای که شدی محرم درگاهِ عشق

کاوۀِ آهنگر ایران تویی
آرش این قوم دلیران تویی

ای که شکسته کمرِ ما، غمت
مردم ایران همه در ماتمت

ای مه بی سر شده در راهِ عشق
وعدۀِ ما با تو سحرگاهِ عشق

با پسر فاطمه آیی چو باز
فتح یمن سازی و فتحِ حجاز

------------------------

ترانه ای از زبان فرزند شهید مدافع حرم محسن حججی به قلم یاحا کاشانی


دلم ميخواس منم كه هَف سالم شد،اولِ مهر دستِ تو رو بگيرم
چيزه زيادى كه آخه نخواستم،باباىِ سر بلندِ سر به زيرم

تو مثلِ شيشه ى،يه عطرِ خوش بو،شكستيو يه شهر معطر شده
عطرِ سَرت پيچيده توىِ شهرم،سرِ تو از همه سَرا سَر شده

هرجا ميرم اِسمِ تو رو ميارن،صدامو ميشنوى باباىِ مَردم؟
از اين به بعد سرم هميشه بالاس،الهى كه دوره سرت بگردم

آهاى اونايى كه همش ميگفتين،اينا فقط ميرن كه پول بگيرن!
پول اگه اندازه ى جون مى ارزه،چرا باباهاىِ شما نميرن؟!

بابا ديگه با ما غريبه نيستن!همه ديگه خيلى مارو دوس دارن
به خاطرِ غرورِ توىِ چشمات،چه احترامى كه به ما ميذارن

عمو قسم خورده به حلقومِ تو،از همشون فقط نفَس بگيره
ميخوام برمو التماسش كنم،فقط بره،سرِتو پس بگيره

به كى بگم؟حرفِ منو بفهمِ؟تو رو ندارم براىِ هميشه
تمومِ دنيارو به پام بريزن،شبِ عروسيم كه بابا نميشه!

راستى بابا حالِ مامان خرابه،همش ميخواد چيزى به روش نياره
فقط ميره ميشينه تو اتاقت،سرِشو رو عكسِ سرِت ميذاره

-----------------------------

بانو! مدافعت را بردند سوی مقتل...
سروده افشین علاء به یاد شهید مدافع حرم محسن حججی

سر می برند، از ماه ای شب بیا تماشا
با ذکر یا اباالفضل (ع) بر لب بیا تماشا

ای کربلا تنش را، حالات رفتنش را
هر روز کن زیارت هر شب بیا تماشا

افتاده است یارم، آن ماه بی مزارم
بی سر به سینه خاک، مرکب بیا تماشا

من عاجزم ز وصفش، سوسن ز باغ برخیز
با کاکل پریشان کوکب بیا تماشا

ای نام و رسم و عنوان، خاکی بریز بر سر
مصدر بیا به پایین، منصب بیا تماشا

دیگر مرا نترسان ای مرگ بعد از این داغ
از سوختن چه دانی؟ ای تب بیا تماشا

بانو! مدافعت را بردند سوی مقتل
بر تل خویش بازآ زینب بیا تماشا...

------------------------------

سروده علیرضا قزوه به یاد شهید مدافع حرم محسن حججی

چو شير شرزه اي از بيشه ات برون شده ای
کسی ندیده چنین عاشق جنون شده ای

تو کیستی ؟ یل ام البنین! گل خونین!
سر بریده ی خورشید غرق خون شده ای !

سر تو را به طبق مي برد به نزد يزيد
گناه زادِ هوس باره ی زبون شده ای

سر تو را به سر نی زدند مثل حسین(ع)
چه اعتبار و چه حیثیت فزون شده ای

فدای پیرهن پاره ات، برادر من!
شبیه یوسف در چاه واژگون شده ای

نماد غیرت و ایمان، سیاوش ایران!
شکیب زینبی و صبر آزمون شده ای

کدام منطق و شعر از تو می تواند گفت؟
هزار بغض مزامیر ارغنون شده ای

به جای فرش سلیمان چه هرزه می لافد
سیاه رایت پوسیده ی نگون شده ای

ستاره گرد سرت گریه می کند هر شب
شهاب ثاقب و خورشید بی سکون شده ای

سرت سلامت اگر سر نماند روی تنت
تو راز گمشده ی آن عقیق خون شده ای

--------------------------

سروده عباس احمدی به یاد شهید مدافع حرم محسن حججی


نگاهش فاش می گوید: که از خنجر نمی ترسد
که سرباز حرم از بذل جان و سر، نمی ترسد

فراوان دارد از این جان نثاران حضرت ارباب
بلی ساقی ز خالی ماندن ساغر نمی ترسد

بس است این زوزه ها ای گرگ های جنگل جالوت
از این دندان نشان دادن که شیر نر نمی ترسد

همیشه از شهادت تا شقاوت راه باریکی است
کسی که توشه اش شد ذکر یا حیدر، نمی ترسد

برای "محسن" از دیوار و در کمتر بخوان، مداح!
که از چیزی به غیر از روضه ی مادر نمی ترسد

--------------------------

 

تاریخ انتشار: سه شنبه, 24 مرداد 1396
تعداد بازدید: 249 بار